تارنمای یک نجاتگر

دست نوشته های عملیاتی میلاد صمیمی نعمتی

تارنمای یک نجاتگر

دست نوشته های عملیاتی میلاد صمیمی نعمتی

تارنمای یک نجاتگر

همه میگن چرا فوریتهای پزشکی نخواندی؟
من در جواب میگم:نجات کشورم مهم تره...
زندگیمان وقف نجات جان شما . . .
ایمن بمانید
میلاد صمیمی نعمتی
کاردان عملیات نجات
دانشجوی کارشناسی مدیریت عملیات امداد و نجات
در پژوهشکده سوانح طبیعی تهران
نجاتگر جمعیت هلال احمر استان تهران و مازندران
مربی نهضت پیشاهنگی جمعیت هلال احمر
مربی درجه 3 امدادونجات جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران
عضو فعال سازمان جوانان جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران
عضو فعال سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران
موسس انجمن علمی دانشجویان آتش نشان
شهروند برگزیده کشور در اولین جشنواره شهروند برگزیده ایران
جوان برتر کشور در جشنواره حضرت علی اکبر(ع)
Saving Lives Through Education
نجات جان افراد ، از طریق آموزش
همه مسئولیم برای نجات جان مردم کشور خود و مردم جهان تلاش کنیم
این تلاش میتواند در صحنه یک جنگ باشد میتواند در فضای سایبری باشد
مهم فقط نجات است! نجات!
ایمن بمانید صمیمی

تبلیغات
Bayanbox.ir صندوق بیان Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم
بایگانی
نویسندگان
پیوندهای روزانه
پیوندها
آخرین نظرات

از دره تا مشاء...به قلم میلاد صمیمی نعمتی

میلاد صمیمی نعمتی | پنجشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۱، ۰۱:۲۳ ق.ظ

 

صبح ساعت 6

این موقع روز توقف خودرو جلوی پایگاه خیلی عجیب بود!

همه متوجه شدیم احتمال وقوع حادثه هست.

راننده پراید با عجله خبر داد بدوید یه نفر افتاده تو دره...

تو دلم گفتم ماه  رمضان خدا چقدر حادثه میشه!

یاد ضربه استاد افتادم که میگفت ما آدمها خودمون باعث بیشتر این حوادثیم!

تو همین فکرا بودم و سریع سوار آمبولانس شدیم.

کمی جلوتر...

جاده هم سکوت عجیبی گرفته بود.

محل حادثه بین پل آبشار پلور  یا همون دو راهی مرگ که همیشه اونجا خودرو ها یا تو دره

سقوط یا تصادف های عجیبی داریم.

خیلی سریع از بالا صحنه را ارزیابی کردم.



به وحید گفتم وحید کیف احیا و آتل را بیار.

کلار را برداشتم  همراه با کیف تخصصی امداد خودم و بک برد از مسیر  نزدیک و ایمنی که پیدا کردم خودمو رسوندم بالاسرش.

برادرش پتو انداخته بود روی مصدوم و به حالت جنینی خوابیده بود.

صداش گردم.

آقا..آقا..صدای منو میشنوی؟

آروم گفت آره..بزار بخوابم داداش...

داشمت شاخ در میوردم! تو این سرما اخه کی میخواد بخوابه کلا هنگ هنگ بود...جی سی اسش رو به اوت بود J

یکم دقت کردم دیدم مصدوم مورد نظر ادیکت تشریف دارن..

به برادرش گفتم کی افتاده پایین؟

گفت دیشب !!

گفتم چییییییییییییییییییی!!! دیشب افتاده الان خبر دادید چرا؟

گفت از دیشب گمش کردیم.

فکر کردیم رفته شهر...

صبح دیدیم افتاده پایین.

دست بهش نزدیم.گفتیم ممکنه آسیب جدی تر ببینه سریع به مردم گفتیم شما رو خبر کنید.تو رو خدا نجاتش بدید.تو زحمت افتادید.زنده میمونه؟

تو رو خدا کمک کنید.

بهش گفتم آروم باش.

خودتو کنترل کن نجاتش میدیم!

سریع در همین حین وی اس مصدوم را چک کردم.

همه چیز برقرار بود ولی نبض ضعیفی داشت.فشار خون هم به شدت پایین بود و فشاری وجود نداشت.

سریع دست به کار شدم و وسایل آی وی را برداشتم.

باید آی وی را سریعتر برقرار میکردیم.

اکسیژن تراپی هم برقرار شد.

گارو رو بستم.وحیدم داشت زخمها را پانسمان میکرد.

بهش گفتم بانداژ انجام نده نیاز به بخیه فوری داره زخمهاش.

آنژیو دقیقا تو رگش بود.صد در صد اطمینان داشتم ولیهیچ خونی تو تیوپ نیومد!

تعجب کردم.

همون موقع پرویز قربانی از بچه های زحمت کش اورژانس آمل همراه با آمبولانسش رسید.

اومد کمک.

بهش گفتم تو رگشه ولی خون نمیاد.

گفت وای میلاد سریع باید ببریمش بالا اینجا کاری نمیشه کرد.هوا هم سرده ممکنه بیشتر لطمه ببینه.

با هزار بد بختی کشیدیمش روی بک برد و تثبیتش کردیم.

بچه های نیرو انتظامی هم اومدن کمک و همه با هم با سهتی زیاد از دره کشیدیمش روی جاده.


سریع مصدوم را گذاشتیم تو آمبولانس و پرویز قربانی مشغول رگ گیری شد.


پرویز گفت میلاد این ادیکته وضعش خیلی بده خونش کاملا ماسیده!


خیلی غلیظه...افت فشار هم داریم.سریع برسونیدش لحظه ها حیاتی ...

استرس عملیات خیلی بالا رفته بود ولی به روی خودم نیوردم و خونسر جلوه دادم.


گفتم چشم سریع انتقال میدیم. به داداشه مصدوم گفتم مدارک و دفترچه بیمه و پول کافی با خودت بیار تو بیمارستان لازمت میشه.


اقدامات درمانی را انجام داد و خیلی سریع نور الله زارع زد تو دنده و آژر کشان راه را برای عبورمان باز کرد و در راه زخمهای مصدوم را بخیه زدم و لباسهایش را که پاره پاره شده بود از تنش در اوردم.


زخمهای متعددی داشت تو فضای باز نمیشد لباسهایش را در بیاریم.


تو آمبولانس تا بیمارستان کارم کنترل خونریزی زخمهایش بود.البته چنتا از زخمها نیز کاملا خشک شده بود.


بگذریم. جیبهای مصدوم را به داداشش گفتم خالی کنه و کلی پول و مدارک  داشت که تحویل داداشش دادیم.


رسیدیم بیمارستان.فرمها را دادیم امضا و مهر کردند و سوار آمبولانس شدیم برگردیم. داداشه مصدوم گفت: آقا هزینه نجاتش چقدر میشه!


با لبخند گفتم: کلیه خدمات هلال احمر به مصدومین حوادث و سوانح رایگان میباشد.اونم تا میتونست تشکر کرد و دعامون کرد.


حرکت کردیم.


جاده مشا و بعد از آن ورود به هراز مسیرمان بود.

خوش و خرم بودیم که عملیات به خیر گذشت و مصدوم زنده ماند.

در مسیر مشا افتادیم و حرکت کردیم.

ناگهان از دور متوجه یک تصادف شدیم.

نزدیکتر شدیم.

به بچه ها گفتم ما امروز شانس نداریم.به پایگاه خبر بدید به ای او سی اعلام عملیات کنه. زارع مشغول به اطلاع دادن شد.

سریع با وحید پیاده شدم.

کیف امداد را برداشتم.رفتم طرفشون.

اول ماشینها را تثبیت کردم.


ایمنی جفتشون را هم تامین کردیم

با کمک وحید خلجی مصدومین را ارزیابی کردیم  و سر همشون را پانسمان کردیم.

اورژانس هم وقتی ته دیگ قضیه خورده شد رسید.بهشون گفتم خسته نباشید و اطلاعات واقدامات انجام شده را توضیح دادم.

به مصدومین گفتم میخواهیم ببریمتون درمانگاه.

مصدومین قبول نکردن و گفتن خودمون میریم.ما هم فرمهای  مربوط به رضایت مصدوم جهت عدم همکاری با نیرو های امدادی  را به انها دادیم و امضا کردن و رفتیم به سوی پایگاه امداد و نجات جاده ای پلور.


مصدومین این حادثه هیچ کدام کمربند ایمنی نبسته بودند که اگر بسته بودن هیچ اسیبی نمیدیدن.


تصادف بین پیکان و تندر 90 بود که تندر بعد از برخورد شاخ به شاخ مایل با خودروی پیکان منحرف شده و به درخت برخورد میکند.


خسارات مالی این تصادف هم قابل توجه بود.


با کمک بکسل و امبولانس خودروی پیکان را از مسیر خارج کردیم و پایان عملیات...


درسهای اموختنی از این دو حادثه پشت سر هم:

همیشه در برخورد با مصدومین معتاد از ماسک و دستکش مناسب و عینک استاندارد استفاده کنید تا با ترشحات بدن مصدوم برخورد نداشته باشید.


همیشه یک بسته بخیه اضطراری اماده داشته باشید.


در سرمای هوا مصدوم را به نقطه ای امن برده و اقدامات لازم را در مکانی امن انجام دهید مگر اینکه شرایط مناسب نباشد.


همیشه برای بالاکشیدن مصدوم در شیب سر مصدوم بالا قرار بگیرد.


به همراه مصدوم تاکید کنید که دفترچه بیمه و مدارک لازم  و پول همراه  خود داشته باشد در این مواقع همراهان مصدوم آنقدر مضطرب هستند که امکان دارد این نکات مهم را فراموش کنند.


تلفن همراه هم وسیله ای کاربردی  است که متاسفانه همراه مصدوم از اضطراب زیاد اون رو تو صحنه حادثه جا گذاشته بود و به مشکل برخورد.


اموال مصدوم را حفظ کنید و به نیروهای انتظامی یا خانواده وی بدهید.


همیشه آماده عملیات باشید حتی وقتی از بیمارستا بر میگردید .


وقتی فردی از گروه یا خانواده گم میشود البته مخصوصا در محیط کوهستانی.

عملیات جستجو گسترده در محیط اطراف را حتما انجام دهید شاید فرد گمشده نیاز به کمکهای فوری شما داشته باشد.


ایمن باشید تا ایمن بمانید.صمیمی

 

 

 

 

The time of day the car stopped in front of the base was so strange!

All we have is the possibility of an accident. 6 o'clock in the morning ...

Run Pride Someone said driver rushed down the valley you ...

I told you I month   What is God's holy event!

I remember the teacher telling us to knock ourselves makes people more Hvadsym!

I was so mentally quick and got an ambulance ride.

A little further ...

The road had been strangely silent.

Paul waterfall scene between pleural   Divide or just always there for you car or Dare

Strange crash or have an accident.

I quickly assessed the scene from above.



Vahid Vahid bag I bring to the rehabilitation and splint.

Claire picked   Beck took my purse with expert assistance from the   I've found myself close Balasrsh safety.

His brother had thrown a blanket over the injured and lying in the fetal position.

Ya go.

Sir ... sir ... you hear me?

Move down to sleep ... she said yes.

Horn Dashmt Myvrdm! Who wants to sleep in this cold because I was totally ... Jay C. Hong Hong Assh August was the J

I was sure I saw the injured Darren Adykt online.

Who had told his brother down?

Said last night!

I Chyyyyyyyyyyyyyyyyyyy! It happened last night, you know why?

He would lose the last night.

We think the city ...

We lay down in the morning.

Nzdym her hands. Said, you quickly see a more serious injury to people, we'll call you. Thy God, I saw him., You fall hard. Alive Gone?

God help you.

I told him to be quiet.

Give him control of yourself now!

Meanwhile, the Czech injured faster she got MS.

Everything was in place, but had a weak pulse. Blood pressure was extremely low and there was no pressure.

I took him to work faster and IP devices.

We have established HIV faster.

Oxygen therapy was well.

Garv closed down. Vhydm dressing wounds was found.

Do not bandage immediately told her she needed stitches Zkhmhash.

I just had angio Rgsh. Hundred percent sure I did Vlyhych blood You Tube!

I wonder.

At that Pervez studious child victims with emergency Amol was Mbvlanssh.

Help came.

I told her Rgshh but not blood.

Wow said BC will not work quickly to Bbrymsh up here. Much damage you see cold weather.

With thousands of bad luck, and Tsbytsh Kshydymsh on Beck said.

The police came and all the kids helped with much of the valley Kshydymsh S·hty on the road.


Injured quick to put you in an ambulance and Pervez vessels were sacrificed.


Pervez said the BC Adykth off completely Masydh bad blood!


Ghlyzh ... We have so much pressure. Rapid Brsvnydsh crucial moments ...

The stress is too high, but to myself I seem Nyvrdm and insentience.


I'll move the eye quickly. Said the injured Dadashh documents and booklets Insurance and bring enough money with you, you will be required hospitals.


Treatment did and you ran very fast light transmission and Zhr Koshan Chili's opened the way for my stitches in the wounds of the injured and the clothes that I had been ripped won stress.


You could have several open wounds on his clothes speak.


Ambulance to the hospital, I had to control my bleeding wounds. Course Chnta the wound was completely dry.


Anyway. Dadashsh I would empty the pockets of injured and money and documents   Dadashsh that we deliver.


We got to the hospital.'ve Signed and stamped forms and got an ambulance ride back. Dadashh victims told him how much it cost, sir!


I said with a smile: Crescent services are free to victims of accidents. Too so could be appreciated and Damvn.


We moved.


Mosha road and then had to lie our way.

Good passing and casualty operations were happily alive.

Mosha and we moved off the track.

Suddenly in the distance we saw an accident.

We got closer.

I told the kids we have a chance.'s Base to give him the CD's anymore. Zare was to busy to notice.

Vahid quickly got out.

Rescue Bag picked up. Went Trfshvn.

I've fixed the car.


We also provide safety Jftshvn

With the assistance of the Waheed Khalaji victims were examined   All of them had a bandaged head.

Emergency bottom of the pot when it was eaten. Told them not to bother and actions were explained.

I want to Bbrymtvn injuries clinic.

Victims and telling ourselves we'll take anything., We form   Consent of the patient for non-cooperation with the relief force   They have to sign up and we went to the base and rescue pleural road.


The crash victims were not wearing a seat belt if no closed Nmydydn no harm.


Collision between the car and the Thunder Thunder 90 miles after collision with car horns, car horn to distract and treats tree.


There was considerable property damage accident.


And Ambulance towing vehicle with the arrow off course and we finished ...


Lessons to learn from these two events in tandem:

Always deal with victims of the drug wore masks and gloves and use a standard appropriate to the patient's body fluids do not.


Always be ready for an emergency stitch closed.


In cold weather injuries and steps taken to secure a spot in a safe place unless circumstances do not fit.


Balakshydn injured in head-injured slope should always be high.


Casualty insurance and paperwork necessary to emphasize that the book   And mobile money   In these cases, victims' families are so anxious to be able to forget these important points.


The mobile device application   Unfortunately, with so much anxiety that the victims had left the accident scene and you'll have problems.


Keep the casualty property and give the police or her family.


Always be ready for operation even when the hospital was over.


When someone is missing from the group or family, but especially in the alpine environment.

Be sure to do extensive search operation in the area around the missing person may be you need immediate assistance.


Be safe and stay safe. Intimate

نظرات  (۲)

اگه سر می زنم به وبلاگت فقط به خاطر اینه که جان میلاد همه چیزش برام جالبه و یاد خدا می ندازه انسان رو
دمت گرم داداش
سلام دوست عزیز خداوند مهربون حافظ جان شما که جون خیلی ها رو نجات می دین . فقط خواهشا این اصطلاح هایی که بکار می برین مثل vsو Iv و ....رو هم برای افرادی که تخصصی نیستن( مثل من که رشته م فنی مهندسیه )توضیح بدین البته شاید افرادی که سر می زنن همکاراتون هستن و متوجه میشن . بازم ممنون و سپاس
پاسخ:
سلام ممنون چشم حتما ..ایمن بمانید صمیمی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">